کد خبر:5824
پ
۲۰۱۸۰۷۱۸_۱۹۱۵۴۵
فرصتی برای گفتگو با سيد اسماعيل بهزادی؛

نامت چه مستعار مانده است

سید اسماعیل بهزادی متخلص به «صفا» فرزند سید علی اکبر در سال ۱۳۲۸ خورشیدی در شهر خورموج متولد شد. پدر او سید علی اکبر و جد مادری اش میرزا محمود حامدی هر دو از فعالان فرهنگی و شاعران جنوب بوده‌اند. بهزادی از همان دوران کودک و نوجوانی محضر پدر و جدش میرزا محمود حامدی و دایی‌های خود میرزا محمدجواد و عبدالرسول حامد بهره جست.

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B7-%DB%B1%DB%B9_%DB%B1%DB%B9-%DB%B3%DB%B7-%DB%B3%DB%B7.jpg

 

مهران غریبی:  مدت‌ها بود که قصد مصاحبه وگفتگو با شاعر و معلم همشهری ام اسماعیل بهزادی داشتم. فرصتی که به دلایل مختلف دست نمی داد تا اینکه در هفته‌های پیش استاد بهزادی را اتفاقی در شهرخورموج دیدم، از ماشین که پیاده شد سلام  گفتم و خودم را معرفی کردم. و پس از گفتگویی کوتاه  از ایشان خواستم که در زمانی مناسب فرصتی اختصاص دهد تا خدمتش برسم و از نزدیک با او به گپ و گفت بنشینم و از این روزهای شاعر و کارهای در دست چاپش بشنوم. قرار شد فردای آن روز در منزل شخصی اش خدمت برسم و پای گفتگویش بنشینم. فرصت موعود رسید. و روز بعد سر ساعت در محل قرار بودم. خانه ای ساده و صمیمی. مثل خود شاعر. آنچه که در پی می آید ماحصل آن دیدار و رهاورد همان گفتگوست که در پی می خوانید:  سید اسماعیل بهزادی متخلص به «صفا» فرزند سید علی اکبر در سال ۱۳۲۸ خورشیدی در شهر خورموج متولد شد. پدر او سید علی اکبر و جد مادری اش میرزا محمود حامدی هر دو از فعالان فرهنگی و شاعران جنوب بوده‌اند. بهزادی از همان دوران کودک و نوجوانی محضر پدر و جدش میرزا محمود حامدی و دایی‌های خود میرزا محمدجواد و عبدالرسول حامد بهره جست. ایشان از جمله شاعرانی ست که در شعر محلی، کلاسیک و شعرنو دارای مهارت و تسلط بوده و دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، بازنشسته آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه می باشد. بهزادی صاحب آثار و مجموعه های منتشر شده ای چون؛ «آوای دشت»، «نامت چه مستعار مانده است» و «شاید دلت، که آن همه دریا بود» و همین طور آثار در دست چاپی نظیر؛ مجموعه غزل «عشق مویه ها» و «مجموعه غزل محلی» است که به عنوان یکی از پنج چهره برگزیده همایش «چهره‌های ماندگار ادبی شهر خورموج» در بیستم تیرماه سال جاری از ایشان تقدیر و تجلیل به عمل آمد.

 

می خواهیم بدانیم  سید اسماعیل بهزادی کیست ؟ کجا به دنیا آمده است

من سید اسماعیل بهزادی، متولد سال ۱۳۲۸ (ه.ش) از دوران دبیرستان آغاز به سرودن شعر کردم. اوایل بیشتربه سرودن غزل می پرداختم و بعدها  شعرهای سپید و نیمایی که حاصل آن سه کتاب به نام های «آوای دشت»، «نامت چه مستعار مانده است» و «شاید دلت که آن همه دریاست». در سال های ۶۲_۶۱ شعر محلی دشتی را شروع کردم که مجموعه شعرها را به صورت نوار کاست بیرون آوردم و بعد به صورت CD (سی دی) در اختیار مشتاقان قرار دادم. اخیراً نیز به صورت دو کتاب «عشق و بهار دشتی» و «کُنجیر» منتشر شد.

 

شعر را از چه زمانی به شکل جدی دنبال کردید ؟

کلاس هشتم دبیرستان، شاید سال های ۴۳_۴۲

 

آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید؟ آیا در سرودن تحت تأثیر شاعر خاصی هستید؟

تحت تاثیر شاعر خاصی نبودم ؛ اما در آثارم از کارهای اخوان و آتشی بی تاثیر هم نبوده ام .

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B7-%DB%B1%DB%B9_%DB%B1%DB%B9-%DB%B3%DB%B6-%DB%B1%DB%B5.jpg

 

به نظر شما شعر گفتن ذاتی است یا اکتسابی؟

شعر گفتن کاملا ذاتیست، خیلی ها شعر می‌گویند ولی ذوق شعری ندارند. کتاب شعر هم دارند اما وقتی نگاه می کنی، خیلی متفاوت است شعری که شاعر با ذوق و قریحه‌ی شعری که در وجودش هست با شاعری که از شدت مطالعه زیاد شعر می گوید. مشخص است اگر قریحه شعری نباشد، شعر آن طور که باید به دل مردم نمی نشیند. خیلی از شاعران هستند که نام نمی برم، اما کتاب شعر هم دارند ولی فقط شعرشان به صرف مطالعه زیاد است.به گمان من شعر گفتن ذاتی است اما باید با پشتوانه و مطالعه باشد. مطالعه ابزار یک شاعر است. هر چه وسعت مطالعات شاعر گسترده تر باشد شعر او نیز عمیق تر و قابل تامل تر خواهد بود.

 

در بین شاعران شهرستان دشتی کدامیک را مؤفقتر میدانید؟

از شاعران هم سن و هم دوره خودم  بگذارید نامی نبرم. اما از شاعران جوان دشتی غلامرضا ابراهیمی،  مهدی شیخیانی و محمد تابناک واقعا چهره های برجسته آینده شعر دشتی هستند.

 

وضعیت شعر جوان در شهرستان دشتی به نظر شما چگونه است؟

خوشبختانه شعرهای محلی پیشرفتش از شعرهای زبان معیار بیشتر است. امروز شاعران خوبی در این حوزه کار می کنند و آثار خوبی نیز از آنها می شنویم و می خوانیم. نظیر مهدی شیخیانی و محمد تابناک. هر دو این شاعران جوان توانسته اند خوش بدرخشند.

 

از نظر شما بزرگترین آسیبی که شعر جوان دشتی را تهدید میکند چیست؟

کم مطالعه کردن و تقلید. اگر مطالعه کنند و ابتکار از خودشان باشد، کارشان خیلی زیبا و دوست داشتنی می شود. چون شاعر به یکی دو شعر نباید اکتفا کند و در همه مواقع باید در حال تجربه باشد. با تولید یک اثر راضی نباشد.

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%DB%B0%DB%B7-%DB%B1%DB%B9_%DB%B1%DB%B9-%DB%B3%DB%B6-%DB%B2%DB%B7.jpg

 

انجمنهای ادبی در شهرستان دشتی چه تأثیری بر پیشرفت شعر شهرستان دشتی داشته است؟

انجمن های ادبی می توانند سکوی پیشرفت شاعران باشند. البته ما در خورموج از دیرزمان انجمن داشتیم و در آن انجمن شرکت می‌کردیم. آن موقع شاعرانی و نویسندگانی مثل حاج سید محمدرضا هاشمی زاده، حاج سید کوچک و مرحوم اسدی که پایه گذار انجمن ادبی «فایز» بودند، هر هفته یک شب در خانه ها جلسه داشتیم و به شعرخوانی ‌و ارائه کارهای جدید می پرداختیم. الان هم که آقای زارعی ادامه می دهند.  همین انجمن هاست که شاعران با شعرخوانی هم به ارائه کارهای خود می پردازند وهم شعرهای خود را در معرض نقد و بررسی قرارمی دهند.

 

جناب بهزادی! شما را بیشتر به عنوان شاعری طنزسرا می شناسند. اخیرا نیز شعر طنزی از شما در شبکه های مجازی واکنش های بسیاری در پی داشته است. چنانچه لازم می دانید از این دردسر جدید بگویید و نظرتان پیرامون این شعر و حاشیه های آن برای خوانندگان ما بگویید

سرودن شعر طنز دردسرهای خاص خود دارد. من کارم شعر طنز است. جریان اخیر هم در قالب شعرطنز با خانم نماینده یک شوخی کردم که این شوخی باعث شد تا هواداران ایشان هم جواب بدهند و من هم مجبور شدم جواب آن ها را بدهم. واقعیتش خانم الماسی برای بنده قابل تقدیراست. در این شعر اصلا بنا بر تخریب نبوده و صرفا یک نقد بوده که در قالب طنز سروده شده است. توهین در ذات بنده نیست و بنده به هیچ وجه قصد توهین نداشته ام، مخصوصا شخصیتی که از منطقه خودمان است. تمام شعرهای من نظیر کتاب «کنجیر» من، اگر نگاه کنید همه اش درباره زن است که یک زن واهی ست و بدون اینکه یک شخص خاصی را در نظر بگیرم یا خدای ناکرده بخواهم به کسی توهین کنم.

 

مؤفق ترین دفتر شعری خود را کدام مجموعه می دانید؟

شعر ماننده فرزند انسان خوب، شیرین و دوست داشتنی ست. هیچ کس نیست که بگوید این فرزند من خوب است وآن یکی بد، و بین آنان تفاوت قائل شود٬ بلکه همه را دوست دارد. شاعر هم واقعا شعر زائیده فکرش هست و همه را دوست دارد. از همه کارهایم راضی هستم .

 

آثاری که در دست چاپ دارید و یا چاپ شده معرفی بفرمائید و همین طور آثار جدیدتان؟!

دوعنوان  کتاب جدیدم تازه منتشر شده اند ، یکی از آنها «عشق و بهار دشتی» که غزل های عاشقانه، وصف طبیعت خورموج و موضوع های اجتماعی را شامل می شود. ولی کتاب دوم  که به طنز سروده شده به نام «کنجیر» است که دو قسمت است، یک قسمت به نام خود کنجیر و قسمت دوم آن ماجراهای «دی عَلو»ست که حدود ۲۰ الی ۲۵ موضوع درباره ی زندگی «دی عَلو» سرودم.

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B7%DB%B1%DB%B8_%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B5%DB%B4%DB%B5.jpg

 

با توجه به همایشی که اخیرا در شهر خورموج برگزار شد چه پیشنهاد و صحبتی با مسئولین شهر و مسئولین فرهنگی در رابطه با احترام و تکریم بزرگان، هنرمندان و شاعران و حمایت از آن ها دارید؟

به جرأت می توانم بگویم که تمام مسئولین مخصوصا شهردار، خورموج سنگ تمام گذاشتند که در استان نمونه ش نبوده و ندیدم که کسی بخواهد اینگونه از شاعران واهالی فرهنگ شهرش قدردانی کند. شهردار خورموج واقعا کاری عالی و ماندگار انجام دادند . حرکتی  که جز ستایش و تحسین و قدردانی چیز دیگری در پی نداشته است

 

چه پیشنهادی برای شاعران جوان تشنه شعر وادب دشتی دارید؟

باید برای شعر اهمیت خاصی قائل شوند، مخصوصا شعر به زبان دشتی. واقعا من گویش محلی خورموج را زنده کردم و مرحوم مرادی هم زبان دشتی را زنده کرد که شعرهایش کاملا دشتیاتی ست. اما شعرهای من به گویش خورموجی ست. قبلا هم شاعرانی مثل مرحوم شیخ علی عاشوری و مرحوم آل نقی میانخره ای داشتیم که این ها واقعا پایه گذار شعر دشتی هستند.

 

اگر خاطره ی شیرینی در زمینه سرودن شعر و یا زمان تدریس خود دارید بفرمائید.

متاسفانه کسی چندان علاقه ای به شعر نداشت. دانش آموزانم هم همین طور. شاید در بین ۵۰ نفر یکی دو تا از آنان علاقه مند بودند، اما خاطره ای که یادم است خودم می خواستم که شعرهای محلی ام را در نوار بخوانم و نواری با صدای نی گذاشته بودم که پخش می شد و در همان بین خودم شعرهایم را یکی یکی می خواندم. بچه ام کوچک بود التماس کرد بابا منم بیام در اتاق. گفتم: میای به شرطی که کلمه ای حرف نزنی، من دارم ضبط می کنم.» قبول کرد که چیزی نگوید و آمد کنارم نشست. شروع کردم به خواندن شعر؛ یکی از شعرهایم این بود که: تو که نَندی بِرِ مُو، قول و کرارت دِ چه بی ؟ همین که گفتم: «تو که نندی …» سؤال کرد: «بابا کی؟ با کی هستی؟»

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B7%DB%B1%DB%B8_%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B4%DB%B2%DB%B1.jpg

 

جناب بهزادی ضمن قدردانی از این فرصتی که در اختیار ما گذاشتید اگر امکان دارد شعری برای خوانندگان این گفتگو هدیه کنید

 

تا سحر نِشسّمُ هَمّش وُ دلُم گَپ می زنُم

خوز چشای مو او بُرمُکُ و دو چش گِرِتن

 

تو که نَندی بِرِ مُو، کُول و کرارت دِ چه بی

بی وفایی مکو با دل که دل الپش گِرِتن

 

از گِتَر اَلخلکیی میتُم سفارش هکنم

شُو بِرِت هر کی بِوینت بگو مه تَش گِرِتن

 

شنبه ۶ مرداد ماه ۱۳۹۷، روزنامه پیام عسلویه

پایگاه خبری خورموج نیوز
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید