کد خبر:1993
پ
۲۳۳۶
معرفی کتاب؛

نامت چه مستعار مانده است مجموعه شعر سید اسماعیل بهزادی

“نامت چه مستعار مانده است” با موضوعیت شعر فارسی در بهار ۱۳۸۲ با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه توسط انتشارات نیم نگاه به بازار کتاب عرضه شد.

سید اسماعیل بهزادی متخلص به “صفا” فرزند سید علی اکبر در سال ۱۳۲۸ خورشیدی در شهر خورموج متولد شد. پدر او سید علی اکبر و جد مادری اش میرزا محمود حامدی هر دو از فعالان فرهنگی و شاعران جنوب بوده‌اند. تحصیلات ابتدایی را در خورموج، و تحصیلات دبیرستانی خود را در دبیرستان اخوت بهمنی بوشهر به اتمام رساند. وی از محضر پدر و جدش میرزا محمود حامدی و دایی‌های خود میرزا محمدجواد و عبدالرسول حامدی بهره جست. از بدو تأسیس دبیرستان در خورموج به تدریس ادبیات فارسی مشغول شد. و از جمله شاعرانی ست که در شعر محلی، کلاسیک و شعر نو مهارت و تسلط کافی دارد. دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، بازنشسته آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه می باشد.

مجموعه های منتشر شده و در دست چاپ:
۱-آوای دشت
۲-نامت چه مستعار مانده است
۳-شاید دلت، که آن همه دریا بود
۴-مجموعه غزل عشق مویه ها (در دست چاپ)
۵-مجموعه غزل محلی (در دست چاپ)

چند نمونه کوتاه از مجموعه ی نامت چه مستعار مانده است:

۱_«آن گاه
که بی تو ، با تو ام
با تو
تو ام.»

۲_«بی تابی دلم را
در تابه میریزم
کودکی
از تاب زدن می ایستد
و من
در تب و تاب سطری دیگر.»

۳_«زندگی ورق میخورد
و مرگ
ای کاش منعکس شده بود
در شعری که هرگز
سروده نشد.»

۴_«چهل و شش بار آه کشیدم
و چهل و شش شکوفه ی یاس پژمرد
برگ های خرزهره
با کف های ممتد
جشن تولدم را
تبریک گفتند.»

شهرستان دشتی‌ يکی‌ از گويش‌های‌ بسيار قوی‌ و پرمايه‌ و ريشه‌دار بومی‌ست‌. اين‌ گويش ‌پهلو به‌ پهلوی يک‌ زبان‌ کامل‌ و تمام‌ عيار می‌زند. اشعار محلی‌ استاد‌ بهزادی‌‌ به‌ يکی‌ از لهجه‌های‌ گويش‌ دشتی‌ (خورموجی) سروده‌ شده است. در حالی که‌ در هر سه‌ ژانر(محلی، کلاسیک و نو)شعرهای بسيار زيبا و قدرت‌مندی‌ سروده‌، اما اشعار محلی استاد بهزادی بیشتر مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌. به گفته ایشان اشعار محلی من‌‌ با زندگی‌ روزمره‌ی مردم‌ سروکار دارد و گويش‌ محلی ست‌ و با‌ بيان‌ طنزی که‌ در آن‌ نهفته‌ و ديگر اين‌ که‌ به‌ صورت‌ نوار و سی دی در اختيار مردم‌ قرار گرفته‌ شايد اگر به‌ صورت‌ نوشتار درمی‌آمد اين‌ گونه‌ طرفدار پيدا نمی‌کرد. مردم‌ ما حال‌ شنيدن‌ دارند اما حال‌ خواندن‌ ندارند و من‌ فکر می‌کنم‌ موفقيت‌ اين‌اشعار در اين‌ است‌. اما به طور دقيق‌ نمی‌دانم‌‌ آيا در کشورهای‌ ديگر هم‌ اين‌ عادت‌ بد تحقير لهجه‌ و گويش‌ وجود دارد. متأسفانه‌ در ايران‌ ما اين‌ عقيده‌ی‌ نادرست‌ و ناشايست‌ از ديرباز وجود داشته‌ که‌ افرادی‌ بی‌ هويت‌ گويش‌ آذری و مازندرانی،‌ لهجه‌ی عربی‌ و ساير لهجه‌ و گويش‌ها را به‌ تمسخر می‌گيرند و همين‌ باعث‌ شده‌ است‌ که‌ مردم‌ هر منطقه‌ از گويش‌ و لهجه‌ی‌ خود بيزار شوند و طبيعی‌ است‌ که‌ فرزندان‌ خود را وادار مي‌کنند به‌ زبان‌معيار سخن‌ بگويند در صورتی که‌ خواهی‌ نخواهی‌ زبان‌ معيار را در کتاب‌های‌ درسی‌ ياد می‌گيرند و ای کاش‌ همان‌طور که‌ جغرافيای‌ استان‌ داريم‌ زبان‌ و گويش‌ هر منطقه‌ نيز تدوين‌ می‌شد و در اختياردانش‌آموزان‌ قرار می‌گرفت‌.

نمونه شعر محلی به نام دهتو (دختر)

مو چُم کردن که شی مو جَهلی دُهتو
د اَصـاً مَـحـخـلُـم نــا مَـهـلــی دهــتــو
مگه از مـو چـه تـَخصیری تو ات دی
که شی مو تا کیامت جهلی دهتو
مو سـی تـو میزنُم گهپای شیرین
اما تو شی مو خیلی تَهلی دهتو
سی آشتی کرده سختی مث مَرمَر
اما سـی جـهـل کـرده سَـهلی دهتو
مـو آم مـیـت از دسـت روزا کُنُم فر
شُوا تو خوم مییی نا مهلی دُهتو
نمی فهمی که مُو اهل دل هسم
سی چه با ای دلم نا اهلی دهتو

“نامت چه مستعار مانده است” با موضوعیت شعر فارسی در بهار ۱۳۸۲ با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه توسط انتشارات نیم نگاه به بازار کتاب عرضه شد.

“نامت چه مستعار مانده است”
این سرنوشت بود
یا از سر _ نوشت
سر بر شانه افتاده
می خواند نعش تولدم را
تا گورستان بدرقه
وقتی برگ می زدم مرگ را
نامت
چه مستعار مانده است.

برای این استاد و شاعر گرانقدر شهرستان دشتی؛ عمری با عزت، سلامت و توفیق روزافزون خواستاریم.

به قلم: لیلا حیاتی

#هر_جمعه_با_یک_کتاب

 

پایگاه خبری خورموج نیوز
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید