کد خبر:5145
پ
سیاسنبو
معرفی کتاب؛

سیاسنبو اثر محمد رضا صفدری

کتاب سیاسنبو با موضوعیت داستان های فارسی برای نخستین بار در سال ۱۳۶۸ توسط انتشارات شیوا به بازار کتاب عرضه شد. پس از آن بارها تجدید چاپ شد و هم اکنون نیز پس از نه سال مجدد باز نشر و در اختیار علاقه مندان به نوشته های استاد محمدرضا صفدری یکی از نویسندگان نامی و بزرگ ایران قرار گرفته است.

سیاسنبو اثر محمد رضا صفدری


محمدرضا صفدری فرزند احمد در سال ۱۳۳۲ خورشیدی در شهر خورموج متولد شد. از نویسندگان معاصر دشتی و فارغ التحصیل رشته ادبیات نمایشی در مقطع کارشناسی از دانشکده هنرهای دراماتیک از دانشگاه تهران؛ بازنشسته آموزش و پرورش و در حال حاضر ساکن شهر کرج می باشد.

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D9%81%D8%AF%D8%B1%DB%8C-2.jpg

آثار ایشان:
۱ – سیاسنبو (مجموعه داستان کوتاه)
۲ – تیله آبی (مجموعه داستان کوتاه)
۳ – شام آخر (نمایشنامه)(چاپ در سوئد)
۴ – شورآب( پنمایشنامه)
۵ – چهل گیسو(بازنویسی افسانه ها)
۶ – من ببر نیستم پیچیده به بالای
خود تاکم(رمان) برگزیده سال ۱۳۸۱ منتقدان و نویسندگان مطبوعات،پیش تر معرفی شده.

 

مجموعه داستان سیاسنبو شامل داستان های زیر می باشد:
۱– سیاسنبو (شهریور۵۸)
۲– اکوسیاه (آذر۵۸)
۳– علو(زمستان۵۵)
۴– چتر و بارانی(خرداد۵۸)
۵– کوچه کرمانشاه (مرداد۶۰)
۶– چاقوی دسته قرمز(اریبهشت ۶۰)
۷– سنگ سیاه (مرداد ۶۱)
۸– دو رهگذر(بهمن۶۰)

 

مجموعه داستان سیاسنبو همانگونه که ذکر شد دارای هشت داستان کوتاه بوده و هر داستان به نحوی ادامه داستان قبل می باشد. این موضوع باعث می شود خواننده احساس کند همزمان با خواندن مجموعه ای از داستان های کوتاه، در حال خواندن رمانی می باشد که ارتباط حوادث داستان ها را به گونه ای منسجم و زنجیر وار شکل میدهد.

به اعتقاد بسیاری از نویسندگان استاد محمدرضا صفدری متولد پنجم مرداد سال ۳۲ دقیق ۲۳ روز قبل از کودتای ۲۸ مرداد؛ مسلم است حوادث نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد را به یاد ندارد اما تبعات پس از آن بر زندگی نسل او تحت تاثیر مستقیم قرار گرفته و در حافظه تاریخی اش به خوبی ثبت شده و به همراه حوادث بعد از آن همه را باهم یکجا در این مجموعه داستان گنجانده است.

 

سیاسنبو یکی از مجموعه داستانهای بسیار موفق و خوش خوان ادبیات داستانی ست. کتابی بی نظیر که داشته های تئاتری صفدری دست او را در خلق این اثر زیبا باز گذاشته است. شناختش از جنوب و سیاست و تاریخ ایران نیز به کمک قلمش آمده. طنز و رندی زبانش ستودنیست. داستان حکایت آدمهای و فراموش شده ایست که نویسنده به زیبایی هر چه تمامتر آنها را در موقعیت های ترحم انگیزی به نمایش کشیده است. هر هشت داستان، نمایشی مستند از تباهی و رنج انسانهایست که از نظر طبقه اجتماعی به یکدیگر شباهت زیادی دارند. شخصیت های داستانها از حیث بیان و لحن و تکنیک نگارش و صناعات ادبی مشابهات کلی و مشترکات زیادی دارند. همه ی داستانها به شکلی زیبا و غیر تکرار نگاشته شده است. داستانها از لحاظ پردازش بسیار قوی بنظر میرسد و خمیرمایه و خط مشی کلی داستان اثری بزرگ و شگرف را به نمایش میگذارد که حتی بر خوانندگان مبتدی تاثیر عاطفی فوق العاده ای خواهد گذاشت و همچنین تلاش وافر نویسنده برای نزدیکی هر چه بیشتر به ادبیات جنگ به خوبی در این اثر ملموس و قابل درک است.

بیشتر بخوانید
شهر خورشید رونمایی شد

استاد محمدرضا صفدری همزمان با تجدید چاپ مجموعه داستان «سیاسنبو» پس از نه سال گفت: هر نویسنده‌ای می‌تواند در گذر زمان نگاه خود را حفظ کند و من هم همینطورم؛ همان که بودم هستم.

اما پایان این داستان پایانی بسته نیست چرا که با معرفی گودرز ریگستانی داستانی دیگر (آغاز شاهکار دیگری از وی) شکل می گیرد به نام “من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم”

 

http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D9%81%D8%AF%D8%B1%DB%8C-1.jpg

 

شایان ذکر است، همایش بزرگداشت چهره های ماندگار ادبی شهر خورموج در بیستم تیر ماه سال جاری در سالن شهدای فرهنگی شهر خورموج برگزار، و از استاد محمد رضا صفدری از مفاخر بزرگ ادبی استان و ایران، و چند چهره ادبی خورموج تقدیر به عمل خواهد آمد.

کتاب سیاسنبو با موضوعیت داستان های فارسی برای نخستین بار در سال ۱۳۶۸ توسط انتشارات شیوا به بازار کتاب عرضه شد. پس از آن بارها تجدید چاپ شد و هم اکنون نیز پس از نه سال مجدد باز نشر و در اختیار علاقه مندان به نوشته های استاد محمدرضا صفدری یکی از نویسندگان نامی و بزرگ ایران قرار گرفته است.


http://www.khormouj-news.ir/wp-content/uploads/2018/07/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A8%D9%88.jpg


صفحاتی از کتاب:
چند روز بعد، جسد ورم کرده پدر از دریا بالا می آید و خانه به دوشی شروع می شود. عمویت، السنو، می رود آبادان تو شرکت نفت کار پیدا می کند. تو و مادر هم می روید. تازه پا به راه شده ای، و مادر شب ها باقلا پخت می کند و صبح تو خیابان می فروشد. اگر یادت باشد، نگاه دریده شاگرد شوفرها را می بینی که از چاک پیراهن مادر بالا می رود پایین. یا وقتی می خواهند یک قرانی را بهش بدهند دستش را فشار می دهند و زیر لب چیزی می گویند و مادر، رو ناچاری، از جلو قهوه خانه بلند می شود و می رود جای دیگر.

برای این استاد و نویسنده گرانقدر شهرستان دشتی؛ عمری باعزت، سلامت و توفیق روز افزون خواستاریم.


 

به قلم: لیلا حیاتی

#هر_جمعه_با_یک_کتاب

پایگاه خبری خورموج نیوز
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید